سبد خرید0
ردیفکالاتعدادمبلغ کل
|

تمام کالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانين و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

اخبار
زندگینامه محدثه کهنسال ورزشکاری هنرمند و با استعداد

زندگینامه محدثه کهنسال ورزشکاری هنرمند و با استعداد

ایران آرچری - به بهانه کسب سهمیه پارالمپیک تیراندازی با کمان توسط محدثه کهنسال نگاهی می اندازیم به زندگی این نوجوان با استعداد که پدیده مسابقات تیروکمان معلولین در آلمان بود

 نگاه كه می‌كنی نوجوانی شاداب و خنده رو به استقبالت می‌آید. اثری از معلولیت در
 او نیست. حداقل در نگاه اول پاهای مصنوعی محدثه مانع از این می‌شود كه به معلولیتش پی ببریم. با او در نمایشگاه نقاشی‌اش با نام «‌خاطره‌های ناتمام‌» آشنا شدم و همین بهانه‌ای می‌شود تا دختر نوجوان محله ستارخان سوژه این هفته‌مان باشد. او و خانواده شلوغ و باصفایش مجابم می‌كنند كه شادی و موفقیت تنها در ذهن و عمل آدمی معنا پیدا می‌كند و اگر چهار ستون بدنت هم سالم باشد و به ظاهر غم دنیا نداشته‌باشی نمی‌شود تو را خوشبخت نامید. به قول «محدثه كهنسال» خوشبختی در گوشه‌ای از تفكر آدمی خانه كرده است و تنها بعضی‌ها پیدایش می‌كنند.
IMG_3262.jpg
ماجرای یك روز تلخ پاییزی
5 سالی می‌شود كه ساكن ستارخان است. خودش را بچه این محله معرفی می‌كند، البته قبل از اینكه راهی تهران و محله ستارخان شود در شهر قم زندگی می‌كرده و‌گاه برای تمرین كلاس‌های ورزشی باید به تهران می‌آمد. همین رفت و آمد‌ها باعث می‌شود تا او براثر سانحه رانندگی پایش را از دست بدهد. خودش اتفاق آن روز را این‌گونه روایت می‌كند: «‌8 سالم بود. برای مسابقات ژیمناستیك آماده می‌شدم و برای همین باید برای تمرین به تهران می‌آمدم. مادر و خواهرم با من همراه بودند. یادم می‌آید در مسیر خواب بودم كه ماشینمان تصادف كرد. مادرم و من صدمه دیدیم و خواهرم جراحت جزیی برداشت. من نفهمیدم اول چه اتفاقی برایم افتاد ولی وقتی پایم را دیدم نمی‌دانم چرا به جای گریه، آیه الكرسی خواندم. همیشه این سوره را دوست داشتم و می‌خواندم. به خواهرم دلداری می‌دادم. راستش بعدها برای هركسی تعریف می‌كردم باورش نمی‌شد یك دختر 8 ساله چنین روحیه‌ای داشته باشد. یك قدرت خاصی خدا به من داده بود. به بیمارستان منتقل شدم و در نهایت پایم را از زیر زانو از دست دادم. الان هم از پای مصنوعی استفاده می‌كنم. هرچند سخت است ولی كمك زیادی به من می‌كند.»
تیم‌ملی تیراندازی با او جهانی می‌شود
به گزارش ایران آرچری روند زندگی محدثه را كه مرور می‌كنیم‌گویی این اتفاق نه تنها وقفه‌ای در رسیدن او به آرزوهایش نداشته، بلكه انگیزه‌اش را برای موفق شدن بیشتر كرده است. خودش می‌گوید: «‌خانواده‌ام روحیه‌شان را نباختند. به‌خصوص مادر و خواهرم؛ همین باعث شد تا من زود به جریان زندگی برگردم. ژیمناستیك را كنار گذاشته و ورزش تیراندازی را انتخاب كنم. الان عضو تیم‌ملی معلولان هستم.» موفقیت محدثه در تیم‌ملی باعث می‌شود سال 1391 به مسابقات تیراندازی جهانی در تایلند برود و آنجا به كمك دوستانش رتبه سوم جهان را كسب كنند. می‌گوید: «‌تیراندازی ورزش بسیار خوبی است تمركز فرد را بالا می‌برد. اوایل فكر نمی‌كردم در این رشته مهارت كسب كنم ولی خوب می‌دانستم برای یك معلول داشتن یك زندگی سالم و عادی، سلامتی اهمیت دارد و ورزش این سلامتی را به او هدیه می‌دهد.»

از نمایشگاه آبرنگ تا مربی نقاشی سرای محله و کسب سهمیه پاراالمپیک تیروکمان
پرسه زدن در نمایشگاه نقاشی آبرنگ محدثه كهنسال ما را با بخش دیگری از زندگی این دختر نوجوان آشنا می‌كند. دنیای رنگی كه او به تصویر می‌كشد دنیای ساده و برگرفته از طبیعت است. نقاشی را مثل همه بچه‌ها از دفتر نقاشی دوران مدرسه شروع كرده و از سال 89 سعی می‌كند آبرنگ و رنگ روغن را حرفه‌ای دنبال كند. این روزها هم با 25 اثر از نقاشی‌های آبرنگش منتظر برپایی نمایشگاهی دیگر از آثارش است. توانایی او در نقاشی باعث شد تا تابستان امسال در سرای محله‌شان كلاس‌های نقاشی برگزار كند، خودش می‌گوید: «سرای محله این فرصت را به اهالی محل می‌دهد تا توانایی‌هایشان را به دیگر اهالی محل انتقال دهند. از طرفی فرصت خوبی است تا فرد بتواند این توانایی را محك بزند. هرچند با آغاز روزهای درس و مدرسه و برنامه فشرده ورزشی نتوانستم كلاس‌ها را ادامه بدهم ولی تجربه تدریس خوبی بود.» محدثه درباره برپایی نمایشگاه نقاشی می‌گوید: «‌به اصرار خواهرم نمایشگاهی از آثارم به نام خاطره‌های ناتمام برپا كردم و الان هم منتظر برپایی نمایشگاه دیگری هستم. خواهرم معتقد است برپایی نمایشگاه هنرمند را با انتقادهای مختلفی روبه‌رو می‌كند كه می‌تواند در پیشرفت كارهایش مؤثر باشد.»
ستارخان محله كسب
«‌محله‌ای كه من در آن زندگی می‌كنم محله شلوغی است كه بیشتر از هر چیز دیگری به رستوران‌ها و فست‌فود‌فروشی‌هایش معروف است.» ‌این تعریفی است كه محدثه كهنسال از محله‌اش یعنی ستارخان دارد و می‌گوید: «برای تفریح تنها جایی كه می‌شود درمحله ستارخان انتخاب كرد، همین رستوران‌هایش است كه از قضا بسیار متنوعند و به من و خانواده‌ام این امكان را می‌دهد تا برای خوردن یك وعده غذای بیرون مسافت زیادی را تا رستوران در محدوده‌ای از شهر نرویم. ویژگی دیگر محله ستارخان را می‌توان وجود اصناف مختلف در آن دانست. اینجا برای خودش بازاری است. هرچه فكرش را كنید، پیدا می‌شود. برای همین كمتر پیش می‌آید برای خرید به جای دیگری برویم. امكانات ورزشی‌اش هم به چند سالن بدنسازی و یك استخر خلاصه می‌شود. البته تا جایی كه من می‌دانم استخر توحید هم به خاطر اینكه 2 استخر مجزا برای خانم‌ها و آقایان دارد خیلی خوب است.» او همچنین می‌گوید: «‌بعد از اینكه از قم به تهران آمدیم بنا به شرایط و موقعیتی كه داشتیم اینجا را انتخاب كردیم. نه تنها خیابان ستارخان بلكه بیشتر مسیرهای تهران برای رفت و آمد معلولان مناسب نیست و من نمی‌توانم تنها جایی بروم. این بزرگ‌ترین محدودیتی است كه می‌تواند برای یك معلول وجود داشته باشد. راستش هرقدر من از جنبه شخصی خودم را تقویت كنم و موفق شوم، این شهر و محیط اطراف نامهربان است و مانع می‌شود.»

فرزند یك خانواده باصفا
محدثه كهنسال در خانواده باصفایی زندگی می‌كند. خانواده‌ای با 5 خواهر و 2 برادر كه همگی حسابی هوای همدیگر را دارند. «مضطهده كهنسال» نام یكی از خواهرهای محدثه است. 29 سال دارد و سال آخر كارشناسی ارشد رشته IT است. او روز حادثه همراه محدثه بوده و می‌گوید كه محدثه را خودم از ماشین بیرون آوردم. از آن روز تا به امروز او پابه پای محدثه همراهش است. می‌گوید: «‌یقین دارم كه معلول تنها با حمایت خانواده می‌تواند بیشتر از یك فرد سالم موفق شود. چه بسا كه بسیاری از كارهایی كه محدثه انجام می‌دهد را خیلی از همسن و سال‌هایش انجام نمی‌دهند. ویژگی خاص محدثه سختكوشی است. همین چند ماه پیش برای سمیناری درباره وضعیت دریاچه ارومیه مقاله‌ای فرستاد و مورد توجه قرار گرفت. الان هم در زمینه فیزیك تحقیقاتی انجام می‌دهد كه می‌دانم موفق می‌شود. همین تلاش او باعث شد تا امسال از مدرسه‌های خوب تهران دعوت نامه برایش بفرستند.»
سبك زندگی پدر ومادرم باعث شد تا ما خواهر و برادرها هوای یكدیگر را داشته باشیم. خانواده ما اگرچه شلوغ و پرهیاهوست ولی هركدام در یك زمینه فعال هستیم و همدیگر را كامل می‌كنیم. محدثه آخرین فرزند خانواده ماست و معلولیت تنها در بخشی از جسم او نمایان است چون روحی بلند و انگیزه‌ای وصف ناشدنی دارد. جمله معروف محدثه كه برای دوستانش می‌نویسد خودش گویای همه چیز است: «ناشنوا‌باش وقتی كه همه از محال بودن آرزوهایت سخن می‌گویند.»
منبع: همشهری محله
ایران آرچری - بزرگترین فروشگاه آنلاین کمان و تجهیزات تیراندازی